عوامل زیر نیز افراد را مستعدِ ابتلا به بیماری پریودونتال می کند:

سرکوب سیستم ایمنی
بیمارانی که دارای سیستم ایمنی سرکوب شده هستند به عبارت دیگر ، آن دسته از بیمارانی که مبتلا به ویروس HIV هستند یا عمل پیوند در آنها انجام شده است و یا تحت شیمی درمانی با دُز بالا قرار گرفته اند و یا مبتلا به Lupus یا لوکمی هستند اغلب آسیب پذیری بیشتری نسبت به عفونت دهانی دارند. 3-1 عفونت های فرصت طلب نظیر کاندیدا آلبیکانس نیز اغلب در نتیجه ی سرکوب سیستم ایمنی ایجاد می شوند.
سن بالا
بیماری پریودنتال در افراد مسن 20 از شیوع بسیار بیشتری برخوردار است و مطالعات آماری نشان داده اند که بیماری های پریودنتال در افراد مسن بسیار سریع تر و شدیدتر گسترش پیدا می کند ، اما این موضوع می تواند در نتیجه ی تخریب روز افزون مخاط در تمام طول عمر نیز صورت گیرد تا در نتیجه ی خطر آسیب پذیری پریودنتال به واسطه ی طول عمر. 21 در هر صورت ، سن به خودی خود عامل خطر نیست ، و تنها می بایستی آن را همراه با خصوصیات بالینی شرایط پریودنتال فرد بیمار در نظر گرفت. متاسفانه بسیاری از شرایط ناخوشایندی که به همراه بیماری پریودنتال ایجاد می شوند ، به دفعات رخ می دهند و در افرادی که مسن تر هستند فراوان تر دیده می شوند. این موضوع می تواند به طور کلی به این دلیل باشد که چابکی جسمی با افزایش سن کاهش می یابد و بیمارانی که مبتلا به بیماری های سیستمیک شدید نظیر دیابت ، آلزایمر ، بیماری نقص سیستم ایمنی یا پارکینسون هستند ، ممکن است از اهمیت بهداشت دهان اطلاع نداشته باشند یا اینکه توانایی کنترل پلاک را به طور مناسب نداشته باشند. در صورت امکان ، مسواک های دستی می بایستی با مسواک برقی جایگزین شود و مصرف دهانشویه دارویی ، برای کنترل پلاک توصیه شود.
طبقه اجتماعی
مطالعات نشان می دهد که تربیت نامناسب و موقعیت اجتماعی – اقتصادی بدون اعتبار ، می تواند منجر به شناخت ناکافیِ سلامت دهان و نیز بهداشت دهان شود و این امر اثر منفی بر ساختار پریودنتال می گذارد. 22 تفاوت در دسترسی به مراقبت های معمول دندانی ، می تواند دلیل میزان متفاوتِ شیوع و پیشروی بیماری پریودنتال و سایر عوارض و مشکلات دندانی محسوب شود.
تغذیه
طبق این عبارت معروف و کهن ، " شما آن چیزی هستید که می خورید" و تغذیه می تواند بر سرعت تشکیل پلاک دندانی و همچنین ترکیبات آن اثر بگذارد. رژیم های غذایی بیش از حد و افراطی و تغذیه ی ناکافی موجب تضعیف واکنش ایمنی و درنتیجه تضعیف توانایی میزبان در واکنش در برابر عفونت های جانبی می شود. 1.3
بزاق
ماده بزاقی (گلیکوپروتئین) تمامی سطوح مخاطی را به صورت یک غشای محافظ می پوشاند. بزاق می تواند به تناسب میزان جریان و غلظت اش ، اثرات پاک کنندگی قدرتمندی داشته باشد. فعالیت ضدمیکروبی بزاق را ، میزان ایمونوگلوبین های ترشحی (sIgA) آن و نیز لیزوزیم ، کاتالاز ، لاکتوپروکسیداز و سایر آنزیم ها 1.3 تعیین می کنند.
سرطان
التهاب Actinic در نتیجه ی موکوسیتیس رخ می دهد و خشکی دهان (Xerostomia) در پیِ رادیوتراپی تومورهایِ موجود در ناحیه ی سر و گردن ایجاد می شود.
روت کانال (Root canal)
پین های روت کانال ، گرچه بسیار نادر ، گاهی اوقات در پی ترک خوردن ریشه فرسوده می شوند و به لیگامان های پریودنتال آسیب می رسانند. 1.3
محرک های بیرونی
این محرک ها ، به غشا مخاطی ، لثه و پریودنشیوم به میزان متفاوتی آسیب می رسانند ، به طور مثال آسیب های مکانیکی و التهاب شدید ممکن است به علت استفاده ی نادرست از مسواک و سایر موارد کمکیِ بهداشت دهان ایجاد شود ، ضمن اینکه محرک های شیمیایی نظیر داروها و اسیدهای موضعی دارای غلظت بالا نیز منجر به آسیب های لثه ای و مخاطی می شوند. همین موضوع در موردِ محرک های دمایی و سوختگی ها هم صدق می کند. این آسیب ها به طور معمول برگشت پذیر هستند ، ولی در برخی موارد ممکن است نتیجه ی آن نکروز باشد. 1.3
بیوفسفنات ها
بیوفسفنات ها ، گروهی از داروهای مخدر هستند که برای درمان مشکلات سیستمیک متفاوت، عمدتا پوکی استخوان و تومورهایی که با انواع خاصی از سرطان ها مرتبط هستند ، مورد استفاده قرار می گیرند. هزاران بیمار این دارو را مصرف می کنند ولی مفاهیم پریودنتالی نیز وجود دارند که می بایستی مد نظر قرار گیرند. بیوفسفنات ها با جلوگیری از فعالیت های اُستئوکلاست – سرکوب مرگ سلول های استخوان موجب افزایش توده ی استخوانی می شود.
توده ی استخوانی به طور معمول با تعادل بین تخریب سلول استخوانی و ایجاد سلول استخوانی (فعالیت اُستئوکلاست) حفظ می شود. هنگامی که این تعادل به علت سرکوب اُستئوکلاست ها تغییر پیدا می کند ، به نظر می رسد که ترمیم طبیعی استخوان تحت تاثیر قرار می گیرد. طبق گزارشی از روزنامه ی جراحی فک و صورت :
" بیوفسفناتی که با نکروز استخوان فک مرتبط هستند عمدتا در حفره ی دهان ایجاد می شوند به دلیل آنکه فک ها نسبت به سایر استخوان ها از خون رسانی بیشتر و میزان جایگزینی سریع تری برخوردار هستند ، که نتیجه ی آن غلظت بالای بیوفسفنات هاست. " 23
از این رو ، بیوفسفنات ها می توانند استخوان را "قدرتمند و قوی" نگه دارند ، ولی در بعضی افراد عدم تعادل بین ایجاد و تخریب طبیعی سلول های استخوانی می تواند منجر به عفونت و نکروز استخوانی فک شود. به نظر می رسد که فک ، به دلیل وقوع طبیعی میزان بالای جایگزینی سلول های استخوانی ، نقطه ی کانونی محسوب می شود. بیوفسفناتی که با نکروز استخوان مرتبط هستند در پیِ درمان دندانی ممکن است ایجاد شوند. آسیب ها به این صورت هستند:
"زخم های مخاطی دهانی ناهموار و مزمن که استخوانی را که زیر آن قرار گرفته نشان می دهند و موجب لق شدن دندان ها می شوند." 24
این زخم ها در بیشتر مواقع بسیار دردناک هستند و به روش های درمانی معمول نظیر دبریدمان یا درمان با آنتی بیوتیک واکنش نشان نمی دهند. این موضوع مفاهیمی را برای دندانپزشکان در بردارد و انجمن دندانپزشکی آمریکا توصیه های زیر را منتشر کرده است:
· مصرف کنندگان بیوفسفنات که مبتلا به بیماری پریودنتال هستند می بایستی از درمانهای غیر از جراحی بهره گیرند در مواقعی که امکان پذیر باشد.
· درمان بیماران به شکل 4/1 فکی یا 6/1 فکی می تواند موثر واقع شود. بدین شکل ، واکنش استخوان و مخاط به این روش را می توان پیش درمان کامل دهان مورد ارزیابی قرار داد.
· بیمارانی که روند بیماری آنها برطرف نشود ، می بایستی با جراحی مورد درمان قرار گیرند.
· شستشوی فضاهای تحلیل استخوان با کلروهگزیدین هنگام جراحی می تواند موثر واقع شود همانگونه که شستشو در منزل موثر است.
لازم است بیماران بدانند که در قبال وضعیت پریودنتال خود وظایفی دارند ، چراکه شواهد معتبری وجود دارد که کنترل بهینه ی پلاک های دندانی منجر به نتایج درمانی مثبت می شود حال آنکه کنترل نامطلوب پلاک دندانی منجر به از دست رفتن مداوم لثه ی چسبنده می شود. یکی از مهمترین و اصلی ترین دلایل پریودنتال ، محل پلاک بین نواحی بین دندانی و در امتداد کناره های لثه است. کمک به بیماران با شناسایی و در پی آن از بین بردن بقایای این پلاک ها با مسواک زدن ، استفاده از نخ دندان (یا استفاده از مسواک های بین دندانی که به ژل کلروهگزیدین آغشته شده باشند) و شستشو با دهان شویه های ضد میکروبی مانند کلروهگزیدین دی گلوکونات بسیار حیاتی است.

